ذبيح الله صفا

1524

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

جهانست « 1 » . شايد قصهء سلطان ابراهيم شاه پسر سلطان عادل شاه پادشاه ختن و داستان عشق او با نوش‌آفرين دختر جهانگير شاه پادشاه دمشق باتوجه به همين قصه تحرير شده باشد . بعد از خواندن نسخهء شمارهء 1126 . Suppl كتابخانهء ملى پاريس اين حدس تأييد شد « 2 » . در نسخهء ياد شدهء كتابخانهء ملى پاريس داستانهاى كوتاه ديگرى هم ملاحظه شد مانند داستان عشق هارون بدخترى از خاندان برمكيان و تزويج او ؛ داستان منصور پسر خالد جوهرى و عشق وى به دختر جعفر العباسى و رقابتى كه درين مورد با حجام بهم رساند و جز آنها . حكايات اين مجموعه همه منتخب و خوبند و انشاء آنها هم نسبة قديم به نظر مىآيد و ببعضى قرائن ممكن است در حدود سدهء دهم بنگارش درآمده باشند . قصهء فيروز شاه داستانى مشروح و مطبوعست كه ريشه‌يى كهن دارد و بهمت على نوروز خان يا نوروز على بيگ شاملو برشتهء تحرير درآمد . وى در سدهء يازدهم در دستگاه پادشاهان تيمورى هند بسر مىبرد « 3 » . درين داستان كه نسخهء آن بشمارهء 1520 . Suppl در كتابخانهء ملى پاريس مطالعه شد ، آمده است كه پادشاه بدخشان پسرى بنام فيروز شاه داشت و پس از او صاحب دو پسر ديگر شد بنامهاى نوروز شاه و بهرامشاه ولى پس از آن مادر فيروز شاه را رها كرد و او با پسرش از حرم پادشاهى بيرون رفت و نزديك كاخ شاهى در محلى باعاشه پرداخت و پسرش علم دين و سلاحشورى آموخت و به زودى در هر دو فن استاد شد . درين ميان پادشاه بدخشان بيمار گرديد و پزشكان در مداوايش عاجز ماندند تا آنكه پزشكى كه از « شهر يونان » ببدخشان آمده بود دريافت كه علاجش با « گل ديو كنده » است يعنى گلى كه ديوش كنده باشد و چنان گلى

--> ( 1 ) - فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 4 ص 42 - 43 . ( 2 ) - ايضا همان جلد ص 79 - 80 . ( 3 ) - دربارهء او بنگريد به صحف ابراهيم على ابراهيم خان خليل خطى ؛ مخزن الغرائب احمد على هاشمى سنديلوى خطى .